از ستاره و باران
نمنم باران، در هر کجا که به زمین ببارد، دوستداشتنی است. نمنم باران یقین ستاره و سکوت را باهم میآورد. نمنم باران شعر بودن و سرودن است. ولی نمنم بارانهای پاییزی وقتی که از آسمان آران و بیدگل به روی گنبدهای کاهگلی مینشیند و سنگفرش کوچههای قدیمی شهر را مرطوب میسازد، همراه خود ستاره و شعر و سکوت و شازده کوچولوهای ستارهنشین را به ارمغان آورد.
آیا شما با ستارهها و با سکوت درخشان ستارهها و با افسانههایی که در میان آنها رایج است، آشنایی دارید؟ آیا از آسمان کویر و بلندی بادگیرهای کویری خبر دارید؟ در سکوت شما چه میگذرد؟ طنین دلنشین یک درخشش را در کجا میبینید؟ آیا شما صدای ستاره باران ابوالفضل شیروانی را تاکنون شنیدهاید؟ سکوت و زمزمهی او را چطور؟. شعر دلکش و آوای سرشار از موسیقی او را چطور؟
ابوالفضل به ظاهر یک نوازنده است. نوازندهی کیبورد. و به ظاهر، یک خوانندهی است. خوانندهای که در سالهای اخیر بارها و بارها ترنّم صدای او را در محافل فرهنگی شهر
شنیدهاید. و حتماً دویدن قطرات اشک را در هنگام شنیدن آوای او، روی گونههای خود حس کردهاید. او ظاهراً گاهی اوقات شعر هم میسراید. شعرهایی به طراوت باران و به شیرینی ستارههای شبهای پرشکوه کویر. ولی اینها هیچ کدام ابوالفضل نیست. خنیاگر بیداردل ما را باید در اعماق نگاهش به تماشا نشست. چشمهای او که به وسعت کویر است و راز تمام ستارهها را میداند. مسلماً ضرورتی ندارد که شما بخواهید با هوّیتِ شناسنامهای ابوالفضل آشنا باشید. ابوالفضل شیروانی، خود یک شعر است، یک آهنگ است، یک سرود است او را در آسمان پرستارهی شبها ببینید و او را در زلال بارانهای آرام پاییزی بشنوید...
و اینک آهنگهایی را که میشنوید، کارهایی تازه است از هنرمند جوان شهرما (آران و بیدگل). آهنگسازی با نام سیدابوالفضل شیروانی که با همکاری سرکار خانم وجیهه صالحی، سهراب معنوی و منصور صفائیان تقدیمتان میدارد.